زمان تقریبی مطالعه: 10 دقیقه
 

ادات نفی





ادات نفی، یک اصطلاح نحوی که برای انکار کردن معنای جمله بکار برده می‌شود.


۱ - معنای لغوی نفی



"نَفْی" بر وزن "فَعْل" مصدر از ماده‌ی "نفی" و در لغت به معنای انکار کردن است.

۲ - معنای اصطلاحی ادات نفی



در اصطلاح نحو، "نفی" عبارت است از انکار کردن جمله با ادات مخصوص و ادات نفی حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند. این حروف قبل از جمله واقع شده و عبارت‌اند از: "لَمْ"، "لَمّا"، "لَنْ"، "لا"، "ما"، "إنْ" و "لاتَ".
[۲] صفائی بوشهری، غلامعلی، بداءة النحو، ص۳۲۵.
به عنوان مثال "ما" در عبارت "ما ذَهَبْتُ" از ادات نفی بوده و بر انکار و نفی آمدن متکلم دلالت دارد.

۳ - وجه نام‌گذاری ادات نفی



معنای لغوی نفی (انکار کردن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم جمله‌ای را با ادات مخصوص انکار می‌کند. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل انکار کردن به غیر ادات مخصوص همچون جمله فعلیه "نَفَیْتُ" نیز می‌شود.

۴ - جایگاه ادات نفی



عالمان نحو با توجه به نوع عمل و تاثیر معنایی، ادات نفی را در دو بخش مورد بررسی قرار داده‌اند؛ بخش اول که با لحاظ تاثیر ادات نفی بر فعل مضارع و شامل سه حرف (لَمْ، لمّا و لَنْ) می‌شود، در باب "فعل"، مبحث اعراب فعل مضارع بررسی شده است. در بخش دوم که سایر ادات را تشکیل می‌دهد، دو رویکرد مشاهده می‌شود؛ بعضی همچون ابن مالک در "الفیة" با لحاظ عمل رفع، آنها را در مرفوعات بعد از مبحث "مبتدا" ذکر کرده و بعضی همچون ابن حاجب در "الکافیة" با لحاظ عمل نصب، آنها را در آخر بحث منصوبات آورده‌اند. اگرچه بعضی همچون صاحب "بداءة النحو" با عنوان مستقل ادات نفی به مجموع آنها اشاره کرده‌اند.
ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در " مغنی اللبیب " در ضمن بررسی مفردات، ادات نفی را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آنها در نفی اشاره می‌کند.

۵ - ویژگی ادات نفی



در این بخش با توجه به نوع ادات نفی، به نحوه‌ی کاربرد، جایگاه و ویژگی‌های آنها در کلام اشاره می‌شود:

۵.۱ - ویژگی لم و لما


این دو حرف بر فعل مضارع داخل شده و آن را در لفظ مجزوم و در معنا به ماضی منفی تبدیل می‌کنند، با این تفاوت که "لَمْ" معنای مضارع را به ماضی منفی مطلق که بر مطلق نفی بدون هیچ قیدی همچون اتصال نفی به زمان حال، دلالت دارد. تبدیل کرده، مانند: «لَم یَذهَبْ أَحدٌ»، (احدی نرفت) و "لمّا" معنای آن را به ماضی منفی متصل به حال، تبدیل می‌کند؛
[۵] شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۲۳ و ۲۴.
مانند: «تَعَلَّمَ أَخی القراءةَ و لَمّا یکتُبْ»، (برادرم خواندن را یاد گرفت و هنوز ننوشته است).
میان "لَمْ" و "لمّا" فرق‌های دیگری وجود دارد که در مبحث ادات جزم مضارع، مورد بررسی قرار می‌گیرند.

۵.۲ - ویژگی لن


"لَنْ" بر فعل مضارع داخل شده و آن را در لفظ منصوب
[۸] شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۱۷ و ۱۸.
و در معنا به مستقبل منفی تبدیل می‌کند؛
[۱۱] شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۳۸۳.
مانند: «وَ لَنْ یَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِم‌». (ولی آنها، به خاطر اعمال بدی که پیش از خود فرستاده‌اند، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد)، در این مثال "لَنْ" از ادات نفی و بر فعل مضارع منصوب (یَتَمَنَّوْه) وارد شده است.

۶ - اقسام لای نافیه



"لا"ی نافیه بر سه قسم است:
الف. "لا"ی نفی فعل ماضی و مضارع
ب. لای نفی جنس
ج. لای شبیه به لیس

۶.۱ - ویژگی لا‌ی نفی فعل ماضی و مضارع


در صورتی که "لا"ی نافیه بر فعل ماضی داخل شود، تکرار آن واجب است؛
[۱۴] شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۳۸۳.
مانند: «فَلَا صَدَّقَ وَ لَا صَلَّی»؛ «(در آن روز گفته می‌شود:) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند» در این آیه شریفه "لا"، بر فعل ماضی داخل و تکرار شده است.

۶.۲ - ویژگی لای نفی جنس


"لا"ی نفی جنس نام دیگر آن لای تبرئه است یکی از حروف ناسخ است که به طور صریح بر نفی خبر از جمیع افراد جنس اسم بعد از آن دلالت دارد.
[۱۷] صفائی بوشهری، غلام‌علی، بداءة النحو، ص۱۵۲.
در عنوان مستقل "لای نفی جنس" به تعریف، ، شرایط عمل و دیگر خصوصیات آن اشاره می‌شود. به عنوان مثال "لا" در آیه «قَالَ لَا تَثْریبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ» «(یوسف) گفت: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست!» "لا"‌ی نفی جنس بوده که بر اسم نکره (تثریبَ) وارد شده است.

۶.۳ - ویژگی لای شبیه به لیس


"لا"ی شبیه به "لیس" از جمله حروفی است که در معنا و عمل به "لیس" شباهت داشته و اسم را مرفوع و خبر را منصوب می‌کند.
[۱۹] صفائی بوشهری، غلام‌علی، بداءة النحو، ص۱۴۴.
به عنوان مثال "لا" در عبارت «لا رجلٌ غائباً»، "لا"‌ی شبیه به "لیس" بوده که اسم (رجل) را مرفوع و خبر (غائبا) را منصوب کرده است.

۷ - اقسام مای نافیه



مای نافیه بر دو قسم است:
الف. "ما"ی نفی فعل ماضی و مضارع؛ مانند: «ما حَضَرَ المعلّمُ» و «مَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ الله‌» «(ولی) جز برای رضای خدا، انفاق نکنید». .
ب. "ما"ی شبیه به "لیس"؛ مانند: «مَا هَذَا بَشَرًا». «این بشر نیست‌».

۷.۱ - ویژگی ان و لاتَ


این دو از حروف شبیه به "لیس" هستند و هنگامی که در کلام، قرینه‌ای ای بر تعیین زمان خاصّی نباشد، بر نفی در زمان حال دلالت دارند؛
[۲۳] حسن، عباس، النحو الوافی، ج۱، ص۵۴۷.
مانند: «إنْ الذهبُ رخیصاً»، (طلا ارزان نیست) و «لاتَ حینَ مناصٍ» «ولی وقت نجات گذشته بود»

۸ - اقسام ادات نفی



ادات نفی به اعتبار جمله‌ی نفی شده توسط آنها، بر دو گونه‌اند:

۸.۱ - ادات نفی جمله‌ی فعلیه


این ادات شامل "ما" و " لا"ی نفی فعل، "لَمْ"، "لَمّا" و "لَنْ" می‌شوند.

۸.۲ - ادات نفی جمله‌ی اسمیه


این ادات شامل حروف شبیه به لیس ("إنْ"، "ما"، "لا" و "لاتَ") و لای نفی جنس می‌شوند.

۹ - ادات نفی در قرآن



آیه «قَالُواْ سُبْحَانَکَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الحَکِیم»، ‌ (فرشتگان عرض کردند: منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم تو دانا و حکیمی‌)؛ "لا" در این آیه شریفه "لا"ی نفی جنس و از ادات نفی بوده که بر اسم نکره (عِلْم) داخل شده است.

۹.۱ - نمونه‌ها


ادوات نفی که معنای نفی می‌دهند، در قرآن نیز آمده‌اند؛ مانند:
۱. لا: (... لا ریب فیه...)؛ «که در (حقانیت) آن هیچ تردیدی نیست».
۲. لن: (... لن ترانی...)؛ «هرگز مرا نخواهی دید».
۳. ما: (... ما هذا بشرا...)؛ «این بشر نیست».
نفی در این ادات، یکسان نیست؛ مثلا نفی در «لن» به معنای نفی ابدی است؛ برخلاف «لا» و «ما».
۴. لیس: (... الا یوم یاتیهم لیس مصروفا عنهم...)؛ «آگاه باش روزی که ( عذاب ) به آنان برسد از ایشان بازگشتنی نیست».

۱۰ - ادات نفی در حدیث



حدیث «یا علی طوبی لصورةٍ نَظرَ اللهُ إلیها تبکی علی ذنبٍ لم یطَّلعْ علی ذلک الذنبِ أحدٌ غیرُ الله»، (یا علی خوشا به حال صورتی که خدا به آن بنگرد، در حالی که بر گناهی گریه می‌کند که جز خدا کسی از آن مطّلع نیست)، در این حدیث شریف "لَمْ" از ادات نفی است که بر فعل مضارع (یطّلع) وارد شده و آن را مجزوم ساخته است.

۱۱ - پانویس


 
۱. . ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۳۶.    
۲. صفائی بوشهری، غلامعلی، بداءة النحو، ص۳۲۵.
۳. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۴، ص۱۷۴.    
۴. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۳، ص۲۱۶.    
۵. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۲۳ و ۲۴.
۶. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۳، ص۲۱۶.    
۷. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۴، ص۳۷۰.    
۸. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۱۷ و ۱۸.
۹. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۳، ص۲۱۶.    
۱۰. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۴، ص۳۷۰.    
۱۱. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۳۸۳.
۱۲. .بقره/سوره۲، آیه۹۵.    
۱۳. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ج۳، ص۲۱۶.    
۱۴. شرتونی، رشید، مبادی العربیة، قسم النحو، تنقیح و اعداد حمید محمدی، ص۳۸۳.
۱۵. قیامت/سوره۷۵، آیه۳۱.    
۱۶. ابن هشام انصاری، جمال الدین، مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، ج۱، ص۲۳۷.    
۱۷. صفائی بوشهری، غلام‌علی، بداءة النحو، ص۱۵۲.
۱۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۹۲.    
۱۹. صفائی بوشهری، غلام‌علی، بداءة النحو، ص۱۴۴.
۲۰. بقره/سوره۲، آیه۲۷۲.    
۲۱. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۱.    
۲۲. حسن، عباس، النحو الوافی، ج۱، ص۶۰۴.    
۲۳. حسن، عباس، النحو الوافی، ج۱، ص۵۴۷.
۲۴. ص/سوره۳۸، آیه۳.    
۲۵. . بقره/سوره۲، آیه۳۲.    
۲۶. صافی، محمود بن عبد الرحیم، الجدول فی اعراب القرآن‌، ج۱، ص۹۸.    
۲۷. بقره/سوره۲، آیه۱.    
۲۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۳.    
۲۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۱.    
۳۰. هود/سوره۱۱، آیه۸.    
۳۱. زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۴، ص۴۰۵.    
۳۲. زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۴، ص۳۹۶.    
۳۳. زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۴، ص۳۸۷.    
۳۴. زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۴، ص۳۵۱.    
۳۵. سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص ۲۸۹-۲۰۵.    
۳۶. سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۲۷۸-۲۲۹.    
۳۷. سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص ۲۶۹-۲۷۰.    
۳۸. سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۲۸۶.    
۳۹. حرّانی، ابی محمد حسن بن علی، تحف العقول عن الرسول صلی‌الله‌علیه‌وآله، ص۱۱.    


۱۲ - منبع



پژوهشکده باقرالعلوم.    
فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «ادات نفی».    



رده‌های این صفحه : ادات نفی | ادات قرآن | ادبیات عرب




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.